الفيض الكاشاني

90

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

هر كه رفت و شد نصيب ديگران از وى لقب * كن غريق رحمتش از فضل خود اى ذو الجلال باقيان را كام بخش و دل بده در نشأتين * تا بود مسعود هريك در كمال و در جلال گر مرا باشد نجاتى شافع ايشان كنم * يا شفيع من كن ايشان را گر ايشان راست حال دوست مىدارم من ايشان را تو همشان دوست دار * هم مرا برهان هم ايشان را به عقبى از نكال خامه بگرفتم براى نامهء اشرافشان * اين دعا بر لوح موزون شد از لطف ذو الجلال مىرسد از لطف حق فيضى به محبوبان فيض * هر كه باشد ، صدر باشد جاش يا صفّ نعال « درويش احمد قمى » متخلّص به احمد شوم چو بلبل شوريده باز نغمه‌سرا * به مدح اعلم دوران و افضل فضلا سپهر دانش آخوند فيض آن فياض * كه هست كاشف اسرار عالم بالا يگانه‌اى كه نظيرش نديده ديده دهر * به علم و دانش و بينش به خلق وجود و سخا چو سيمياست كه باشد نمودنى بودى * به نزد دانش او فضل بو على سينا بود شفا و اشارات « 1 » پيش دانش او * الف بيى كه دهد طفل را سبق ملّا نمانده هيچ بر ادراك عاليش پنهان * كسى نداند چون او حقيقت اشياء به جامعيّت او نيست در زمانه كسى * به صدق دعوى من شاهدند ارض و سما جهانيان همه زو مستفيض مىگردند * رسيده است ازو درد هركسى به دوا

--> ( 1 ) - شفا و اشارات تأليفات ابو على سينا .